مايوسانه

هيچکی منو دوست نداره . دريغ از يه کامنت

/ 6 نظر / 15 بازدید
Virus

چه صدف ها كه به درياي وجود / سينه هاشان ز گهر خالي بود ! / ننگ نشناخته از بي هنري / شرم ناكرده از اين بي گهري / سوي هر در گهشان روي نياز / همه جا سينه گشايند به ناز ... / زندگي – دشمن ديرينه ي من – / چنگ انداخته در سينه ي من / روز و شب با من دارد سر ِ جنگ / هر نفس از صدف ِ سينه ي تنگ / دامن افشان گهر آورده به چنگ / وان گهرها ... همه كوبيده به سنگ ! = فریدون مشیری

hamid

سلام خوب و خوش باشی هميشه احتياجت به کامنت نباشه برا دلت بنويس من دفعه اول ميام تو وبلاگت اگه به کسی که وبلوگ داره سر بزنی کامنت بذاری بهتر تحويل می گيرن تا چيزی ندی چيزی نمی گيری موفق باشی خوب می نويسی

شهلا

سلام من دوباره اومدم هر کی هم فراموشت کنه من نمی کنم من ديگه شايد وبلاگمو آپ نکنم يعنی تا يه مدتی .موفق و پيروز باشی زيادم به کامنت فکر نکن

Virus

(ما مانده ايم و اين شب ظلمانی بلند / ماييم و اين سکوت / اين بغض سهمناک ، / و آن پنجه ی طلايی چالاک / در ژرفای خاک ! = مشیری )

asalgisoo

من اومدم